پژوهشكده تحقيقات اسلامى
89
تاريخ انبياء ( فارسي )
راهى مصر شد . در وادى طوى در طور سينا و در شبى سرد و تاريك ، در حالى كه راه را گم كرده بود ، آتشى را از دور ديد . موسى به طرف آتش حركت كرد به گمان آنكه كسى در كنار آتش باشد و راه را از او بپرسد و اگر كسى نبود قدرى آتش براى گرم كردن خود و همسرش بياورد . « 1 » او همسرش را در آنجا گذاشت و به سوى آتش روانه شد . چون به آتش نزديك شد ، ناگهان ندا رسيد : فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ يَامُوسَى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى . ( طه : 11 - 15 ) اى موسى ! من پروردگار توام . كفشهاى خود را بيرون آور . تو در سرزمين مقدس « طوى » هستى . من تو را [ به مقام رسالت ] برگزيدم . پس به سخن وحى گوش فرا ده . من خداى يكتا هستم و هيچ خدايى جز من نيست ، پس مرا عبادت كن و نماز را براى ياد من به پا دار ! بدون شك روز قيامت خواهد رسيد و زمان آن را مخفى كرديم تا هر كسى را به پاداش اعمالش برسانيم . حق تعالى در آغاز رسالت ، توحيد و معاد را به عنوان دو اصل اساسى به پيامبرش يادآورى كرد ، آنگاه آيات خود را به او نشان داد و وى را با دو برهان يعنى « اژدها شدن عصا » و « درخشش نور از دست موسى » به سوى فرعون روانه كرد : اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى . ( طه : 24 ) ( اى موسى ! ) به سوى فرعون برو كه او سركشى كرده است . موسى ( ع ) چون سنگينى رسالت را بر دوش خود احساس كرد ، از خداى سبحان براى موفقيت در انجام رسالتش استمداد جست : رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِن لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً . ( طه : 25 - 34 ) پروردگارا ! به من سينهاى گشاده عطا فرما ، كارم را سهل گردان و عقده و گره از زبانم بگشا تا مردم به خوبى سخنم را بفهمند و [ براى انجام اين مأموريت ] فردى از خاندانم را وزير و معاون من قرار ده ، برادرم هارون را برگزيده و پشت مرا به او محكم كن و در اين امر او را شريك من قرار ده تا تو را بسيار تسبيح گوييم و تو را بسيار ياد كنيم .
--> ( 1 ) . الميزان ، ج 14 ، ص 137 ، بيروت .